لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، بارانخورده پاک
آسمانِ آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد...
نغمۀ شوق پرستوهای شاد
خلوتِ گرم کبوترهای مست
نرمنرمک میرسد اینک بهار
خوش بهحالِ روزگار
خوش بهحالِ چشمهها و دشتها
خوش بهحالِ دانهها و سبزهها
خوش بهحالِ غنچههای نیمهباز
خوش بهحالِ دختر میخک که میخندد به ناز
خوش بهحالِ جام لبریز از شراب
خوش بهحالِ آفتاب
ای دلِ من گرچه در این روزگار
جامۀ رنگین نمیپوشی به کام
بادۀ رنگین نمیبینی به جام
نُقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تُهیست
ای دریغ از تو اگر چون گُل نرقصی با نسیم
شاخههای شسته، بارانخورده پاک
آسمانِ آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد...
نغمۀ شوق پرستوهای شاد
خلوتِ گرم کبوترهای مست
نرمنرمک میرسد اینک بهار
خوش بهحالِ روزگار
خوش بهحالِ چشمهها و دشتها
خوش بهحالِ دانهها و سبزهها
خوش بهحالِ غنچههای نیمهباز
خوش بهحالِ دختر میخک که میخندد به ناز
خوش بهحالِ جام لبریز از شراب
خوش بهحالِ آفتاب
ای دلِ من گرچه در این روزگار
جامۀ رنگین نمیپوشی به کام
بادۀ رنگین نمیبینی به جام
نُقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تُهیست
ای دریغ از تو اگر چون گُل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشۀ غم را به سنگ
هفترنگش میشود هفتاد رنگ
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشۀ غم را به سنگ
هفترنگش میشود هفتاد رنگ
******
تشکر میکنم از شما دوست عزیز و گرامی ام به خاطر ارسال این شعر
نظرات شما عزیزان:
faryad 

ساعت10:47---29 اسفند 1392
امروز چو پروانه و پیله ز غم عشق تو رستم، تبریک بگویید!
تک پیکره ات را که پر از زرق و ریا بود شکستم، تبریک بگویید!
توفانی و پر جوش و خروشی و پر از کید و نگاهت همه شنباد
صدها در و صد پنجره بر باد و بلاهای تو بستم، تبریک بگویید!
دیگر نه نوایت، نه صدایت، نه دروغین غزلت شعبده بازست
هی ها ! که چه شاهانه «رسن دام» تو از سینه گسستم، تبریک بگویید!
همبستر غم بودم و پیچیده به یک زرورق از جنس خس و آه
آزاد و رها گشته ام اینک، چه بسا باده به دستم، تبریک بگویید!
دیروز که تک خواسته ام مرگ و فنا بود و همه عشق به نابود...
امروز خرامانم و یکپارچه دلشاد که:هستم! تبریک بگویید!
من غرق به کوراب تو بودم و به هذیان غزلگونه تنم داغ
اینک به نیوشیدن آهنگ مه و می همه مستم، تبریک بگویید!
خنیاگر و همرقص فلک گشته ام اکنون و به پا داشته ام شور
دیباچه غم جمله بفرسودم و از غصه گذشتم، تبریک بگویید!!!
تک پیکره ات را که پر از زرق و ریا بود شکستم، تبریک بگویید!
توفانی و پر جوش و خروشی و پر از کید و نگاهت همه شنباد
صدها در و صد پنجره بر باد و بلاهای تو بستم، تبریک بگویید!
دیگر نه نوایت، نه صدایت، نه دروغین غزلت شعبده بازست
هی ها ! که چه شاهانه «رسن دام» تو از سینه گسستم، تبریک بگویید!
همبستر غم بودم و پیچیده به یک زرورق از جنس خس و آه
آزاد و رها گشته ام اینک، چه بسا باده به دستم، تبریک بگویید!
دیروز که تک خواسته ام مرگ و فنا بود و همه عشق به نابود...
امروز خرامانم و یکپارچه دلشاد که:هستم! تبریک بگویید!
من غرق به کوراب تو بودم و به هذیان غزلگونه تنم داغ
اینک به نیوشیدن آهنگ مه و می همه مستم، تبریک بگویید!
خنیاگر و همرقص فلک گشته ام اکنون و به پا داشته ام شور
دیباچه غم جمله بفرسودم و از غصه گذشتم، تبریک بگویید!!!
برچسبها:

















































لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید